یک پنجره میخواهد,
که "تو" آنسویش ، لم داده باشی در پهنای آفتاب،
گونه هایت ، بوسه های پروانه ای را میزبان باشد،
و لبهایت ، ساقه ی گلی را به بازی بگیرد...
و من،
در این سوی پنجره،
هوایت را بغل بگیرم، و تپشهای قلبت را تنفس کنم،
و از آینه ی کوچکم زیباییت را عمیقتر ببینم،
و دل خوش کنم به اینکه،
"اجسام از آنچه شما در آینه میبینید به شما نزدیکترند..."

پ.ن
یه شب خوب...! با تو...! شعر...! تنهایی...!با تو...!
برچسب: هوای تو,هوای توچال,هوای تورنتو,هوای تو یراحی,هواي تو مهدي يراحي,هوای تو نیلا,هوای تو محمد اصفهانی,هوای توچال اسکی,هوای تو داره دنیامو میگیره,هوای تو دارم,
نویسنده: بردیا حسینیپور